اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ..... ( آيه 23 - سوره زمر )

پست اول - هفته اول - بهمن ماه:

نامه 53 نهج البلاغه:

... گره هر کینه اى که از مردم به دل دارى بگشاى، و رشته هر انتقامى را قطع کن، و در هر چه از دیگران برایت ثابت نشده خود را به غفلت زن، در باور کردن گفتار سخن چینان شتاب مکن، زیرا سخن چین خائن است گرچه خود را شبیه خیرخواهان نشان دهد.

در امور خود بخیل را وارد مشورت مکن که تو را از بخشش مانع گردد، و از تهیدستى مى ترساند; و همچنین با بزدل و ترسو که تو را در اجراى برنامه هایت سست مى نماید; و نه با طمعکار که حرص براندوختن و ستمگرى را در نظرت مى آراید، همانا بخل و ترس و حرص سرشت هایى جداى از هم اند که جمع کننده آنها در انسان سوءظن به خداوند است...

 

تفسير سوره نور:

مبارزه با چشم چرانی و ترک حجاب

پیش از این هم گفته ایم که این سوره در حقیقت سوره عفت و پاکدامنی و پاکسازی از انحرافات جنسی است، و بحثهای مختلف آن از این نظر انسجام روشنی دارد، آیات مورد بحث که احکام نگاه کردن و چشم چرانی و حجاب را بیان می دارد نیز کاملا به این امر مربوط است و نیز ارتباط این بحث با بحثهای مربوط به اتهامات ناموسی بر کسی مخفی نیست .
نخست می گوید: ((به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه کردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افکندن بر آن حرام است ) فرو گیرند، و دامان خود را حفظ کنند)) (قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ).
((یغضوا)) از ماده ((غض )) (بر وزن خز) در اصل به معنی کم کردن و نقصان است و در بسیاری از موارد در کوتاه کردن صدا یا کم کردن نگاه گفته می شود، بنابراین آیه نمی گوید مؤمنان باید چشمهاشان را فرو بندند، بلکه می گوید باید نگاه خود را کم و کوتاه کنند، و این تعبیر لطیفی است به این منظور که اگر انسان به راستی هنگامی که با زن نامحرمی روبرو می شود بخواهد چشم خود را به کلی ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن برای او ممکن نیست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او بر گیرد و چشم خود را پائین اندازد گوئی از نگاه خویش کاسته است و آن صحنه ای را که ممنوع است از منطقه دید خود به کلی حذف کرده .
قابل توجه اینکه قرآن نمی گوید از چه چیز چشمان خود را فرو گیرند (و به اصطلاح متعلق آن فعل را حذف کرده ) تا دلیل بر عموم باشد، یعنی از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگیرند.
اما با توجه به سیاق آیات مخصوصا آیه بعد که سخن از مساءله حجاب به میان آمده به خوبی روشن می شود که منظور نگاه نکردن به زنان نامحرم است، شاءن نزولی را که در بالا آوردیم نیز این مطلب را تایید می کند.**در اینکه (من) در جمله (یغضوا من ابصارهم) چه معنی دارد، مفسران احتمالات مختلفی داده اند بعضی آن را برای (تبعیض) و بعضی (زائده) و بعضی (ابتدائیه) دانسته اند، ولی ظاهر همان معنی اول است.***
از آنچه گفتیم این نکته روشن می شود که مفهوم آیه فوق این نیست که مردان در صورت زنان خیره نشوند تا بعضی از آن چنین استفاده کنند که نگاههای غیرخیره مجاز است، بلکه منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولا منطقه وسیعی را زیر نظر می گیرید، هر گاه زن نامحرمی در حوزه دید او قرار گرفت چشم را چنان فرو گیرد که آن زن از منطقه دید او خارج شود یعنی به او نگاه نکند اما راه و چاه خود را ببیند و اینکه ((غض )) را به معنی کاهش گفته اند منظور همین است (دقت کنید).
دومین دستور در آیه فوق همان مساءله حفظ ((فروج )) است .
((فرج )) چنانکه قبلا هم گفته ایم در اصل به معنی ((شکاف )) و فاصله میان دو چیز است، ولی در اینگونه موارد کنایه از عورت می باشد و ما برای حفظ معنی کنائی آن در فارسی کلمه دامان را به جای آن می گذاریم .
منظور از ((حفظ فرج )) به طوری که در روایات وارد شده است پوشانیدن آن از نگاه کردن دیگران است، در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) می خوانیم : کل آیة فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا الا هذه الایة فانها من النظر: ((هر آیه ای که در قرآن سخن از حفظ فروج می گوید، منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه منظور از آن حفظ کردن از نگاه دیگران است )).**اصول کافی و تفسیر علی بن ابراهیم (طبق نقل نور الثقلین جلد 3 صفحه 587 و 588).***
و از آنجا که گاه به نظر می رسد که چرا اسلام از این کار که با شهوت و خواست دل بسیاری هماهنگ است نهی کرده، در پایان آیه می فرماید: ((این برای آنها بهتر و پاکیزه تر است (ذلک ازکی لهم ).
سپس به عنوان اخطار برای کسانی که نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم می افکنند و گاه آن را غیر اختیاری قلمداد می کنند می گوید: ((خداوند از آنچه انجام می دهید مسلما آگاه است )) (ان الله خبیر بما تصنعون ).
در آیه بعد به شرح وظائف زنان در این زمینه می پردازد، نخست به وظائفی که مشابه مردان دارند اشاره کرده می گوید: ((و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند (و از نگاه کردن به مردان نامحرم خودداری کنند) و دامان خود را حفظ نمایند)) (و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ).
و به این ترتیب ((چشم چرانی )) همانگونه که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام می باشد، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران، چه از مرد و چه از زن برای زنان نیز همانند مردان واجب است .
سپس به مساءله حجاب که از ویژگی زنان است ضمن سه جمله اشاره فرموده :
1 - ((آنها نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است (و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها).
در اینکه منظور از زینتی که زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشکاری که در اظهار آن مجازند چیست ؟ در میان مفسران سخن بسیار است .
بعضی زینت پنهان را به معنی زینت طبیعی (اندام زیبای زن ) گرفته اند، در حالی که کلمه زینت به این معنی کمتر اطلاق می شود.
بعضی دیگر آن را به معنی محل زینت گرفته اند، زیرا آشکار کردن خود زینت مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهائی مانعی ندارد، اگر ممنوعیتی باشد مربوط به محل این زینتها است، یعنی گوشها و گردن و دستها و بازوان .
بعضی دیگر آن را به معنی خود زینت آلات گرفته اند منتها در حالی که روی بدن قرار گرفته، و طبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی توام با آشکار کردن اندامی است که زینت بر آن قرار دارد.
(این دو تفسیر اخیر از نظر نتیجه یکسان است هر چند از دو راه مساءله تعقیب می شود).
حق این است که ما آیه را بدون پیشداوری و طبق ظاهر آن تفسیر کنیم که ظاهر آن همان معنی سوم است و بنابراین زنان حق ندارند زینتهائی که معمولا پنهانی است آشکار سازند هر چند اندامشان نمایان نشود و به این ترتیب آشکار کردن لباسهای زینتی مخصوصی را که در زیر لباس عادی یا چادر می پوشند مجاز نیست، چرا که قرآن از ظاهر ساختن چنین زینتهائی نهی کرده است .
در روایات متعددی که از ائمه اهلبیت (علیهمالسلام ) نقل شده نیز همین معنی دیده می شود که زینت باطن را به ((قلاده )) (گردنبند) ((دملج )) (بازوبند) ((خلخال )) (پای برنجن همان زینتی که زنان عرب در مچ پاها می کردند) تفسیر شده است .**تفسیر علی بن ابراهیم ذیل آیه مورد بحث.***
و چون در روایات متعدد دیگری زینت ظاهر به انگشتر و سرمه و مانند آن تفسیر شده می فهمیم که منظور از زینت باطن نیز خود زینتهائی است که نهفته و پوشیده است (دقت کنید).
2 - دومین حکمی که در آیه بیان شده است که : ((آنها باید خمارهای خود را بر سینه های خود بیفکنند)) (و لیضر بن بخمرهن علی جیوبهن ).
((خمر)) جمع ((خمار)) (بر وزن حجاب ) در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولا به چیزی گفته می شود که زنان با آن سر خود را می پوشانند (روسری ).
((جیوب )) جمع ((جیب )) (بر وزن غیب ) به معنی یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان می شود و گاه به قسمت بالای سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق می گردد.
از این جمله استفاده می شود که زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسری خود را به شانه ها یا پشت سر می افکندند، به طوری که گردن و کمی از سینه آنها نمایان می شد، قرآن دستور می دهد روسری خود را بر گریبان خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است مستور گردد. (از شاءن نزول آیه که قبلا آوردیم نیز این معنی به خوبی استفاده می شود).
3 - در سومین حکم مواردی را که زنان می توانند در آنجا حجاب خود را برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند با این عبارت شرح می دهد:
آنها نباید زینت خود را آشکار سازند (و لا یبدین زینتهن ).
((مگر (در دوازده مورد):
1 - برای شوهرانشان )) (الا لبعولتهن ).
2 - ((یا پدرانشان )) (او آبائهن )
3 - ((یا پدران شوهرانشان )) (او آباء بعولتهن ).
4 - ((یا پسرانشان )) (و ابنائهن ).
5 - ((یا پسران همسرانشان )) (او ابناء بعولتهن ).
6 - ((یا برادرانشان )) (او اخوانهن ).
7 - ((یا پسران برادرانشان )) (او بنی اخوانهن ).
8 - ((یا پسران خواهرانشان )) (او بنی اخواتهن ).
9 - ((یا زنان هم کیششان )) (او نسائهن ).
10 - ((یا بردگانشان )) (کنیزانشان ) (او ما ملکت ایمانهن ).
11 - ((یا پیروان و طفیلیانی که تمایلی به زن ندارند)) (افراد سفیه و ابلهی که میل جنسی در آنها وجود ندارد) (او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال ).
12 - ((یا کودکانی که از عورات زنان (امور جنسی ) آگاه نیستند)) (او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء).
4 - و بالاخره چهارمین حکم را چنین بیان می کند: ((آنها به هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود)) (و صدای خلخالی که بر پا دارند به گوش رسد) (و لا یضر بن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن ).
آنها در رعایت عفت و دوری از اموری که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور می سازد و ممکن است منتهی به انحراف از جاده عفت شود، آنچنان باید دقیق و سختگیر باشند که حتی از رساندن صدای خلخالی را که در پای دارند به گوش ‍ مردان بیگانه خود داری کنند، و این گواه باریک بینی اسلام در این زمینه است .
و سرانجام با دعوت عمومی همه مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوی خدا آیه را پایان می دهد، می گوید: ((همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان !، تا رستگار شوید)) (و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون ).
و اگر در گذشته کارهای خلافی در این زمینه انجام داده اید اکنون که حقایق احکام اسلام برای شما تبیین شد از خطاهای خود توبه کنید و برای نجات و فلاح به سوی خدا آئید که رستگاری تنها بر در خانه او است، و بر سر راه شما لغزشگاههای خطرناکی وجود دارد که جز با لطف او، نجات ممکن نیست، خود را به او بسپارید!
درست است که قبل از نزول این احکام، گناه و عصیان نسبت به این امور مفهومی نداشت، ولی می دانیم قسمتی از مسائل مربوط به آلودگیهای جنسی جنبه عقلانی دارد و به تعبیر مصطلح از مستقلات عقلیه است که حکم عقل در آنجا به تنهائی برای ایجاد مسئولیت کافی است . 
 

پست دوم - هفته دوم - بهمن ماه:

علل تزلزل تمدن غرب:

... دين از منظري بسيار بالاتر از منظر علم تجربي به عالم و آدم مي‌نگرد و با توجه به وسعت ابدي انسان براي انسان حکم نازل مي‌نمايد. به همين جهت هرگز نبايد انتظار داشته باشيم علم تجربي بتواند تفسير صحيحي از دين ارائه دهد، و اگر هم بعضي از احکام دين را تفسير مي‌كند، بايد متوجه باشيم تفسير آن، تفسيري است بسيار محدود. مي‏گويند شاعري شعري سرود و در جلسه پادشاه آن را خواند در حيني که شعر خود را مي‏خواند و همه گوش مي‌دادند، ديوانه‌اي كه در گوشه مجلس نشسته بود، دائم مي‏گفت: بَه‏ بَه! همه ساكت بودند و فقط اين ديوانه بَه‏بَه مي‏گفت. ناگهان شاعر شعرش را قطع كرد و گفت:

آفريني كه اين مُغَفِّل كرد

روز عيش مرا مبدل كرد

شعر کافتد قبول خاطر عام

خاص داند که سست باشد و خام (1)

 

يعني آفرين اين ديوانه مرا بيچاره كرد، چرا كه حد تأييد اين شخص آن حدي نيست كه من شعرم را طرح كرده‏ام. همچنين است تأييدي كه علم تجربي از دين بكند و بخواهد علت اصلي احکام الهي را در محدوده‌ي خود تعيين نمايد.

از جمله کساني که سعي مي‌کردند دستورات دين را در محدوده‌ي علم تجربي تبيين کنند آقاي بازرگان بودند، نتيجه‏ کار ايشان اين شد كه جوانان مجاهدين خلق، مارکسيست شدند، زيرا پيام عملي امثال آقاي بازرگان ناخواسته اين خواهد بود که آنچه دين هزار و چهارصد سال پيش گفته حالا علوم تجربي همان را مي‌گويد. امثال مجاهدين خلق هم به اين نتيجه رسيدند که تا حالا بايد از دين هزار و چهارصدسال پيش پيروي مي‌کرديم و حالا هم از علم جديد پيروي مي‌کنيم و چون مارکسيسم مبتني بر نظريه‌هاي علمي جديد است زنده‌تر و مدرن‌تر است.

مي‏گويند: كسي سؤال كرده بود چرا نماز صبح و مغرب و عشا را بايد بلند بخوانيم؟ يكي در جواب گفته بود: چون اين نمازها بايد در تاريكي خوانده شود و اگر آهسته بخوانيم و كسي بخواهد از آنجا رد شود به ما برخورد مي‏كند، به همين خاطر گفته‏اند بلند بخوانيد تا با هم برخورد نكنيد! اگر چنين است پس مي‏توان چراغ را روشن كرد و نماز را آهسته خواند! مگر نتيجه چنين توجيهاتي غير از اين است؟ به اين نحو كه نمي‏شود دينداري كرد. اگر از من بپرسيد چرا بايد نماز صبح را بلند خواند مي‏گويم نمي‏دانم ولي مي‏دانم كه از فروع دين است و در فروع دين بايد از حکم دين تبعيت کنيم تا توانسته باشيم بندگي خود را اظهار کنيم.
 

1-  «هفت اورنگ»، نورالدين عبدالرحمان جامي.

 

پست سوم - هفته سوم - بهمن ماه:

وصيت نامه امام خميني:

و از همین قماش توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های وسیع درسطح کشور، و در شهرستانها بیشتر، بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند! زندانها پر از جوانان که امید آتیه کشور است می‌باشد و شکنجه‌ها از رژیم سابق بدتر و غیر انسانیتر است! هر روز عده‌ای را اعدام می‌کنند  به اسم اسلام! و ای کاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی‌گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت وگرانی سرسام‌آور غوطه می‌خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی کمونیستی هدایت می کنند! ‌اموال مردم مصادره می‌شود و آزادی در هر چیز از ملت سلب شده! و بسیاری دیگر از این قبیل امور که با نقشه اجرا می‌شود. و دلیل آنکه نقشه و توطئه در کار است آنکه هرچند روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوی و برزن سر زبانها می‌افتد؛ در تاکسیها همین مطلب واحد و در اتوبوسها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می‌شود؛ و یکی که  قدری کهنه شد یکی دیگر معروف می‌شود. و مع‌الأسف بعض روحانیون که از حیله‌های شیطانی بیخبرند با تماس یکی‌ ـ‌ دو‌ نفر از عوامل توطئه گمان می‌کنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است که بسیاری از آنان که این مسائل را می‌شنوند و باور می‌کنند اطلاع از وضع دنیا و انقلابهای جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاریهای عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند ـ چنانچه اطلاع صحیح از تحولاتی که همه به سود اسلام است ندارندـ و چشم بسته و بیخبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوسته‌اند ...

 

پست چهارم - هفته چهارم - بهمن ماه:

نهج البلاغه:

متن عربی

وَ قَالَ ( عليه السلام ) : أَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ .


متن فارسی

(اخلاقى، اجتماعى)

و درود خدا بر او، فرمود: از لغزش جوانمردان درگذريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد.

 

 

متن عربی

22- وَ قَالَ ( عليه السلام ) : لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِينَاهُ وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى .
قال الرضي : و هذا من لطيف الكلام و فصيحه و معناه أنا إن لم نعط حقنا كنا أذلاء و ذلك أن الرديف يركب عجز البعير كالعبد و الأسير و من يجري مجراهما .


متن فارسی

(اخلاقى، سياسى)

و درود خدا بر او، فرمود: ما را حقّى است اگر به ما داده شود، و گر نه بر پشت شتران سوار شويم و براى گرفتن آن برانيم هر چند شب روى به طول انجامد.  
(اين از سخنان لطيف و فصيح است، يعنى اگر حق ما را ندادند، خوار خواهيم شد و بايد بر ترك شتر سوار چون بنده بنشينيم)